تبليغاتX
دل نوشته های یک معلم - ماه مهر و مهربانی

به نام خداوند خورشید و ماه        که دل را به نامش خرد داد راه

سلام

باز آمد بوی ماه مدرسه

بوی بازی های راه مدرسه

باز هم ماه مهر و مهربونی اومد . من هم مثل همه ی همکارام رفتم مدرسه و سر کلاس درس . ولی ...

دیروز از اداره بهم زنگ زدند و گفتند باید مدیر بشی . من خیلی از کارهای اداری رو که بهم پیشنهاد شده بود رد کردم . ولی این دفعه فرق می کرد . خیلی دلیل پیش روم بود که یکیش دوستی و تفاهمی بود که توی مدرسه حاکم بود و هیچ کس دوست نداشت با اومدن یه مدیر سخت گیر به هم بریزه . مدیر قبلیمون خیلی خوب بود . من هم با راهنمایی های اون قبول کردم که امسال مدیر بمونم . برام دعا کنید . خدا کنه بتونم همه رو راضی نگهدارم . معلما ، اولیا ، دانش آموزا و ... 

برام دعا کنید .

یا علی

نوشته شده توسط علی منصورسمائی در دوشنبه سوم مهر 1385 ساعت 15:56 | لینک ثابت |
JavaScript Codes