به نام دوست
سلام پست قبلی رو باید می فرستادم تا آروم شم . حالا امروز هم پنج شنبه است . خب دیگه باید به قولم عمل کنم . چشم ...
قرار بود عکس دوستم رو که صحبتش رو کردم بندازم تو این صفحه که اونم چشم ...![]()



ولی این هفته یه چیز جالب پیش اومد ...

توی آموزش و پرورش هر سال تحصیلی جشنواره ای برگزار میشه به نام جشنواره ی الگوی برتر تدریس ( اینو برای دوستای غیر معلمم میگما ). امسال توی رشته ی ما برگزار نشد ولی چون من اجتماعی هم درس می دادم توی درس اجتماعی شرکت کردم .
روز اول اسفند موقع تدریس من شد قبل از این که داورا بیان مدرسه مون با بچه ها کمی تمرین کردیم که آماده باشند .
هر چند به همه ی بچه ها سفارشات لازم رو کرده بودم ، به یکیشون هم گفتم وقتی میام سر کلاس مثلا از یکیتون می پرسم دیروز چرا غایب بودی ؟ و اون در جوابم چی باید بگه ؟ حسن ( که معرف حضورتون هست ) گفتش: " آقا میگه سرما خورده بودم . " و بعد هم من کمی درباره ی مواظبت از خودتون حرف می زنم و میریم سراغ درس ...
صحبت ها تمام شد و خواستم از کلاس بیام بیرون که ........ حسن دست بلند کرد و گفت آقا یه چیزی بگم ؟ گفتم بگو . گفت : " آقا شما توی خالی بندی دست ما رو از پشت بستیا . "
کلی خندیدیم ... و من به هوش سرشار این پسر آفرین گفتم ...
جشنواره برگزار شد و ما هم اول شدیم . من هم به خاطر قدردانی از بچه ها برای همه شون یه جایزه ی کوچولو خریدم و ازشون تشکر کردم .




حسن نفر اول نشسته ی سمت چپه . البته توی این عکس مدیر و معاون مدرسه مون هم هستن . تا به زودی ...

