تبليغاتX
دل نوشته های یک معلم - عمر برف است و آفتاب تموز .....
 

 

سلام

 

خودم می دونم این قدر دعوام نکنین . این دفعه دیگه خیلی دیر شد . شرمنده . ولی قصد دارم منظمش کنم .

 از این به بعد پنج شنبه ها به روزش می کنم ، خوبه ؟

…….. الحمدلله که موافقت کردید .

این دفعه نمی دونم چی بنویسم ولی یکی از همکارامون که این وبلاگو دیده ، میگه که توی وبلاگت از دانش آموزات این همه می نویسی یه حرفی از ما نمی زنی . من هم بهش قول دادم ازش بنویسم وشاید عکسشو هم گذاشتم .

راستی ماه بهمن هم داره تموم میشه و به سرعت برق و باد اسفند هم می گذره و …. سال جدید و بهار و …. واقعا گل گفته اون معصوم ( دقیقا نمی دونم کی گفته ):

فاذا رایتم الربیع فاکثروا ذکر النشور

هر وقت چشمتون به بهار خورد ، یاد قیامت بیفتید. واقعا بهار خودش یه قیامتیه . یه قیامت واقعی .

نظر شما چیه ؟ ………………………………………………………..

خیلی زود رفتم تو حس بهار ، نه ؟؟؟؟؟

نوشته شده توسط علی منصورسمائی در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1384 ساعت 19:47 | لینک ثابت |
JavaScript Codes