تبليغاتX
دل نوشته های یک معلم

به نام خدا

امان از این مدیریت . اون هم مدیریت بدون معاون که تمام وقتمو گرفته .  می بینی تو رو خدا . ولی ایشاللا دیگه کارا داره سر و سامان می گیره و کم کم وقتم بیشتر میشه . هر چند مدیر شدم ولی باز هم یه معلمم و از دلنوشته های خودم می نویسم . من یه معلمم . شما رو بخدا قبول کنین دیگه .

مدرسه ی ما

مدرسه ای که مدیرش هستم مدرسه ایه که سه سال توش درس دادم باهاش غریبه نیستم . همکارا هم همین طور . خداییش اونا هم خیلی دارن سنگ تموم می ذارن . از اونا هم باید تشکر کرد . البته من هم خیلی هواشونو دارم . امیدواریم بتونیم با کمک هم یه مدرسه ای درست کنیم مثل هلو . شیرین و آبدار . شعار ما هم اینه « مدرسه ی شاد ، احترام به دانش آموز و توجه به اخلاق اسلامی ». دو سه هفته ی اول خیلی مشکل بود . برنامه ها جور نمی شد . دبیرا مشخص نبودند . نمی تونستیم برنامه ریزی کنیم و هزار جور مشکل دیگه . ولی شکر خدا همه چی به خیر گذشت و ... منتظر پست های جالب باشید . دعامون کنید .

یا علی

نوشته شده توسط علی منصورسمائی در سه شنبه نهم آبان 1385 ساعت 5:31 | لینک ثابت |
JavaScript Codes