تبليغاتX
دل نوشته های یک معلم
دل نوشته های یک معلم
دلم میخواد اون چه که دیدم بهتون بگم
دوشنبه سی ام مرداد 1385
پیامبر رحمت و مهربانی ...  

به نام خدا

مبعث پیامبر رحمت و مهربانی ، حضرت رسول اکرم (ص) رو به همه ی شما دوستای خوب و دوست داشتنی تبریک میگم . ایشاللا خدا یاریمون کنه تا از دوستدارا و پیروان واقعی اش باشیم .

توی معصومین به پیامبر اکرم (ص) یه ارادت خاصی دارم . خدا کنه دست ما رو بگیره .

( اگه خواستید توی مطلب قبلی نظر بدید . ممنون )

یا علی 

دوشنبه شانزدهم مرداد 1385
یه پست متفاوت ...  

به نام خدا

 

سرت را که بلند می کنی تا به بالاترین نقطه ی آن نگاهی بیاندازی ، گیج می شوی . ماشاءالله ... دیگر شهر پر شده از این مکعب های جور واجور . انگار قوطی های کبریت را یکی یکی روی هم گذاشته باشی . بستگی دارد قوطی ها را چطور بگذاری . بعضی ها دوست دارند قوطی ها را طولی روی هم بگذارند ، بعضی ها عرضی . بعضی ها هم اصلا قوطی کبریت را دوست ندارند ؛ چه طولی باشد و چه عرضی . و بعضی ها ...

بعضی ها اصلا قوطی کبریت ندارند . خوش به حالشان . مجبور نیستند زندگی در قوطی کبریت را تحمل کنند . هر وقت دلشان می گیرد ـ که بگو کی دلشان نمی گیرد ـ  می توانند سر بلند کنند و به آسمان نگاه کنند .

نمی دانم چرا هر وقت به آسمان نگاه می کنم دلم می گیرد . شاید یاد تو می افتم که همیشه سقف بالای سرت ، آسمان است .